|
گاهی دلم برای شما تنگ می شود گاهی که بغض،گریه ،صدا تنگ می شود حتی شما که بغض مرا تنگ می کنید حتی دلم برای شما تنگ میشود گاهی هوا درون ریه حبس می شود این سینه با وجود هوا تنگ می شود شاعر کجاست ؟این غزلش نیمه کاره است حالا ردیف قافیه ها تنگ می شود شاعر کنا رپنجره ها ...حالا دلش گرفت گاهی دلش برای شما تنگ میشود این وبلاگ تا مدت نا معلومی آپ نخواهد شد با تشکر ازهمه کسایی که تو این دوسال با نظراتشون به من کمک کردند اگه مطالب این وبلاگ برای شما جالب بود و دوست داشتید دلنوشته های اینجانب را هم چنان بخوانید می تونید به آدرس سقوط آزاد (وبلاگ سابقم )که آدرس آن در لینک ها وبلاگ موجود است مراجعه کنید شاید یکی از دلایلی اسباب کشی از این خانه این باشه که دیگه تضادی بین عقل و احساسم نمی بینم عقل من دیگه احساسش را دارای صلاحیت برای ادامه حیات نمیداند ودر این جا او را محکوم به سکوت می کند ....
+
نوشته شده در شنبه 4 تیر1390ساعت 18:28 توسط طنين
|
|
آيا تابحال طعم تضاد عقل و دل راچشيده اي ؟
طعمي گس دارد
انگار دل هم ديوانه است
جنون در پي دلبستگي را مي بيند و ديوانه ميشود
ومن آن كسي ام كه نه تنها اين درد را حس كرده ام
بلكه در كشاكش به مرز جنون رسيده ام
مرز جنون كجاست وقتي ديوانگان عاقل نما ازتو در بند جنون اسيرترند
طنین نیک سرشت